علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

410

آيين حكمرانى ( فارسى )

مىيابد ، به همان دليل كه نبوت در ميان ايشان بوده است . قريش دربردارندهء بنى هاشم و ديگران است و از اين ميان بنى هاشم بر ديگران پيش داشته مىشوند ، از آن روى كه نبوت در ميان آن‌ها بوده است . بدين‌ترتيب ، بنى هاشم محور آغازين ترتيب است و پس از آن ديگر خاندان‌هاى قريش به ترتيب نزديكى به اين خاندان آورده مىشوند تا همهء خاندان‌هاى قريش كامل گردد . از آن پس باز كسانىكه در نسب به قريش نزديك‌ترند آورده مىشوند ، تا همهء مضر ياد گردند . پس از آن كسانىكه در نسب به مضر نزديك‌ترند آورده مىشوند تا بدين‌سان ، ديوان همهء عرب‌هاى عدنانى را در برگيرد . نسب‌هاى عرب در شش مرتبه ترتيب يافته‌اند و بدين ترتيب طبقات انساب عرب عبارت است از : شعب ، قبيله ، عماره ، بطن ، فخذ و فصيله . « شعب » نسب دور تر از قبيل عدنان و قحطان را گويند ؛ و شعب را از آن روى شعب نامند كه قبيله‌ها از آن انشعاب مىيابند . « قبيله » گروهى همانند ربيعه و مضر است كه شاخه‌هاى يك « شعب » در آن از همديگر جدا مىشوند ؛ و قبيله را از آن روى قبيله گفته‌اند كه در آن نسب‌ها مقابل يكديگر قرار مىگيرند . « عماره » چيزى است از قبيل قريش و كنانه كه در آن شاخه‌هاى قبايل از همديگر جدا مىشوند . « بطن » مرتبه فروتر و چيزى از قبيل بنى عبد مناف و بنى مخزوم است كه شاخه‌هاى يك عماره در آن از همديگر جدا مىشوند . « فخذ » هم گروهى از قبيل بنى هاشم و بنى اميه است كه در آن شاخه‌هاى يك بطن از همديگر جدا مىشوند . سرانجام « فصيله » گروهى كوچك‌تر از قبيل بنى ابى طالب و بنى عباس است كه شاخه‌هاى يك فخذ در آن از همديگر جدا مىشوند . بدين‌سان ، فخذ چند فصيله ، فصيله چند فخذ ، عماره چند بطن ، قبيله چند عماره و شعب چند قبيله را در خود جاى مىدهد و چون نسب‌ها همچنان به شاخه‌هاى فروتر قسمت شوند قبيله‌ها به شعب و عماره‌ها به قبيله بدل شوند . اما غير عرب‌ها نسب واحدى ندارند و بنابراين ، در شرايط نبود نسب قبيله‌اى آنچه آن‌ها را به همديگر پيوند مىدهد دو چيز است : أ - مليت ب - سرزمين . ترك و هندى نمونه‌هايى است از كسانىكه به مليت بازشناخته مىشوند ، و البته اين مليت‌ها هركدام خود داراى طايفه‌ها و تيره‌هايى متمايز از يكديگر هستند . ساكنان ديلم و جبال نيز نمونه‌هايى از كسانىاند كه به سرزمين از همديگر بازشناخته مىشوند و البته ديلم و جبال ، هريك ، به منطقه‌هايى چند از هم بازشناخته شوند . پس از متمايز شدن غير عرب‌ها به مليت يا سرزمين ، اگر از پيشينه‌اى در اسلام برخوردار